۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

انتشارات افراز

فکر می کنم که نوشتن داستان برای یک نویسنده از نوشتن ودفاع از انتشاراتی که کتابم را چاپ کرده است بسیار آسان تر است اما آنچه که من را وادار به نوشتن این موضوع می کند سخنانی است که بعضی از به ظاهر منتقدان در مورد انتشارات افراز گفته اند و این سخنان من را که به عنوان یک نام تازه ای اولین مجموعه داستانم را انتشارات افراز با شهامت و جسارت چاپ نمود بر آشفت . انتشاراتی که بدون هیچ پارتی بازی و شناختی از قبل چاپ کتابم را به عهده گرفت و تمام هزینه های چاپ را هم خودش بر عهده گرفت . در نمایشگاه کتاب سال 1388 برای خریدن دو کتاب از کورت توخو لسکی به غرفه این اتشارات مراجعه کردم و این سر آغاز آشنایی من با خانم کیان افراز بود. وقتی گفتم که من 5سال شاگرد استاد جمال میر صادقی بودم و چند داستانم برگزیده یا نامزد دریافت جایزه از مسابقات ادبی مختلف شده است ایشان با روی باز من را پذیرا شدند . شماره تلفنی رد و بدل شد و خود خانم افراز با چندین بار تماس با من ، مرا به تشویق چاپ کتابم کردند . به قول استاد میر صادقی : تاریخ ادبیات بسیار سخت گیر است و این که یک نویسنده ماندگار است یا نه را تاریخ ادبیات مشخص می کند. در کتاب عرق ریزان روح که این استاد برای راهنمای نویسندگان جوان نوشته اند می گویند : زمانی که حسینعلی مستعان کتاب های خود را با تیراژ 10000 نسخه در ایران به چاپ میرساند . صادق هدایت کتاب بوف کور خود را با چاپ سنگی و تیراژ 200 نسخه در هند به چاپ رساند . حال می خواهم بدانم کدام یک ماندگار شدند صادق هدایت یا حسینعلی مستعان.
به هر حال این انتشارات با جسارت نام های تازه ای را به ادبیات داستانی وارد نمود . واین زمان است که موفقیت این نویسندگان را مشخص می کند. فکر می کنم منتقدی که این سخنان را گفته است هیچ کدام از کتابهای نام تازه ای ها را نخوانده . چون این نام تازه ای ها نه چهره ی سینمایی بودند که وارد حوزه ی ادبیات داستانی شدند و نه با باند های ادبیاتی تماس داشتند .
مرهمی است زمان که همه چیز را مشخص می کند .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر