۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

قسمتی از یک شعر اکتاویو پاز

می جویم بی آنکه بیابم، به تنهایی می نویسم،
کسی اینجا نیست، روز فرو می افتد، سال فرو می افتد،
من با لحظه سقوط می کنم، به اعماق می افتم،
کوره راه ناپیدایی روی آینه ها
که تصویر شکسته ی مرا تکرار می کنند،
پا بر روزها می گذارم، بر لحظه های فرسوده،
پا بر افکار سایه ام می گذارم،
به جستجوی یک لحظه پا بر سایه ام می گذارم،
من آن لحظه ای را می جویم که به دلکشی پرنده ای ست،
من آفتاب را در ساعت پنج عصر می جویم
که آرام بر دیوارهای شنگرفی فرومی افتد،

۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

فکر می کنم شاید راه را اشتباه رفته ام نه شاید مسیر درست است من فکر می کنم اشتباه است فقط این را می دانم که بسیار خسته ام