۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

قسمتی از شعر سنگ آفتاب/ اکتاویو پاز

ای زندگی که باید تو را زیست، که ترا زیسته اند،
زمانی که دوباره و دوباره چون دریا می شکنی
و به دوردست می افتی بی آنکه سربگردانی،
لحظه ای که گذشت هیچ لحظه ای نبود؛
اکنون آن لحظه فرا می رسد، به آرامی می آماسد،
به درون لحظه ی دیگر می ترکد و آن لحظه بی درنگ ناپدید می شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر